المنسوب للإمام علي ( ع ) ( مترجم : مولانا شوقى قرن 9 ه - )

پيشگفتار و مقدمه 62

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى )

فقالوا عزيزان لا يوجدان * صديق صدوق و بيض الانوق ( ب 862 ) شوقى : غربت گزيدم و همه جا كردم اين سؤال * تا هست دوستى كه بود بر ره صواب ( ب 889 ) گفتند از نفاست و عزت نگشت يافت * يارى كه راستگوست دگر بيضهء عقاب ( ب 890 ) ميبدى : هرچند كه من گرد جهان گرديدم * وز اهل زمان حال كسان پرسيدم يك يار وفادار نديدم هرگز * وز باب صفا غير سخن نشنيدم ( ص 597 ) ترجمه منثور ميبدى : به غربت رفتم تا سؤال كنم از كسى كه پيش آيد مرا از مردم كه آيا هيچ دوست راست هست . پس گفتند دو نايابند كه يافت نمىشوند . دوست راست و خايهء رخمه . ( ص 597 ) ترجمه منثور دكتر امامى : از ميهن دور شدم و از هر كه بديدم پرسيدم : آيا دوستى راست‌گوى هست ؟ گفتند دو كمياب‌اند كه يافته نگردند : دوست راستگو و تخم عقاب . ( ص 391 ) ما الدهر الا يقظة و نوم * و ليلة بينهما و يوم ( ب 1089 ) يعيش قوم و يموت قوم * و الدهر قاض ما عليه لوم ( ب 1090 )